گربهای که روی همهچیز مینشست
🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز میکند: وقتی قصه خوانده میشود، کلمهها روشن میشوند.
نودل یک گربهٔ نارنجیِ گنده و پشمالو بود، و نودل یک سرگرمی داشت. دوست داشت روی چیزها بنشیند. نه روی صندلی. نه روی کوسن. روی چیزهایی که اصلاً برای نشستن نبودند!
وقتی بابا روزنامه را باز کرد، نودل روی روزنامه نشست. خش، خش. بابا گفت: «نودل، دارم آن را میخوانم!»
وقتی مادربزرگ شروع کرد به بافتنی، نودل روی کلاف کاموا نشست. وقتی لیلی مشقهایش را مینوشت، نودل درست روی کلمههای دیکتهاش نشست، طوری که تنها کلمهای که لیلی میدید «گربه» بود. که خب، راستش آن را بیغلط نوشته بود!
وقتی مامان برای سفر چمدان میبست، حدس بزن چه کسی توی چمدان نشسته بود و مثل موتور خرخر میکرد؟ «نودل، نمیتوانی توی چمدان بیایی خانهٔ خاله رزی!»
یک روز، خانواده یک تخت گربهٔ نو روی زمین گذاشتند. گرد و نرم بود و یک پتوی پشمالو داشت. گفتند: «بیا، نودل. این فقط مال توست.»
نودل تخت را بو کرد. دورش چرخید. از سمت چپ نگاهش کرد. از سمت راست نگاهش کرد.
بعد رفت توی جعبهٔ مقواییای که تخت تویش آمده بود و با غرور آنجا نشست. «میو!»
همه آنقدر خندیدند که روزنامه از دست بابا افتاد. دم نودل روی پلاستیک حبابدار افتاد و صدای ترق! داد. و آن جعبه برای همیشه صندلیِ محبوب نودل شد.
پایان 🐾
گربهٔ خودت را بساز
از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.
🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوانقصههای بیشتر: خندهدار
- 🥞 کشوقوس خیلی طولانی پنکیک ۲ دقیقه
- 📸 فاز و عکسِ زبانبیرون ۲ دقیقه
- 🐶 گربهای که میخواست پارس کند ۲ دقیقه
- 🧦 راز جورابهای گمشده ۲ دقیقه