My Mini Cat

کش‌وقوس خیلی طولانی پنکیک

😹 خنده‌دار | ۲ دقیقه خواندن | ۲۳۰ کلمه

🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز می‌کند: وقتی قصه خوانده می‌شود، کلمه‌ها روشن می‌شوند.

پنکیکِ گربه هر روز صبح کش‌وقوس می‌آمد. نه یک کش‌وقوس کوچولو. یک کش‌وقوسِ خیلی، خیلی، خیلی طولانی.

اول پنجه‌های جلویش را جلو کشید، آن‌قدر دور که به لبهٔ فرش رسیدند. بعد باسنش را بالا داد و دمش مثل میلهٔ پرچم رو به سقف ایستاد. بعد یک خمیازهٔ غول‌آسا کشید.

ولی امروز صبح یک اتفاق بامزه افتاد. پنکیک آن‌قدر کش آمد که پنجه‌های جلویش به در آشپزخانه رسیدند، در حالی که پنجه‌های عقبش هنوز توی اتاق نشیمن بودند!

ماهی قرمز که داشت دور خودش شنا می‌کرد گفت: «وای! تو درازترین گربه‌ای هستی که تا حالا دیده‌ام.» و یک حباب از دهانش بیرون آمد: بُلوپ!

پنکیک باز هم کش آمد. پنجه‌هایش به راهرو رسیدند. دماغش به در ورودی رسید. دمش هنوز دور پایهٔ مبل حلقه زده بود. سگِ خانه که داشت رد می‌شد، مجبور شد دوازده بار از رویش بپرد!

سگ گفت: «پنکیک، حالا چطوری برمی‌گردی؟» پنکیک کمی فکر کرد و گفت: «مثل کِش!»

و ول کرد. بوینگ! با سرعت از راهرو برگشت، از آشپزخانه رد شد، از روی فرش پرید و توی سبدش فرود آمد، گرد گرد مثل یک گلوله، درست مثل یک پنکیک.

با یک خرخرِ شاد گفت: «آخیش! حالا آماده‌ام برای صبحانه.» ماهی قرمز پلک زد. سگ پلک زد. و پنکیک برای احتیاط یک کش‌وقوسِ کوچولو هم آمد.

پایان 🐾

گربهٔ خودت را بساز

از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.

🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوان

قصه‌های بیشتر: خنده‌دار