My Mini Cat

جغد شب‌به‌خیر می‌گوید

🌙 قبل از خواب | ۲ دقیقه خواندن | ۲۷۴ کلمه

🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز می‌کند: وقتی قصه خوانده می‌شود، کلمه‌ها روشن می‌شوند.

هر شب، وقتی ماه بالای جنگل تمشک بالا می‌آمد، خانم جغدِ پیر دورِ شب‌به‌خیرش را پرواز می‌کرد و سر می‌زد که همه در امان باشند و توی رختخواب. و امشب، تستِ بچه‌گربه اجازه داشت سوار پشتش شود.

آرام از روی نوک درخت‌ها پرواز کردند. نسیمِ خنکِ شب موهای تست را به هم می‌ریخت. خانم جغد گفت: «ایستگاه اول، خرگوش‌ها.» توی لانه‌شان، خانوادهٔ خرگوش کنار هم گلوله شده بودند، مثل یک کپه جوراب نرم. تست پچ‌پچ کرد: «شب به‌خیر، خرگوش‌ها.»

بعد به سنجاب‌ها سر زدند، توی لانهٔ پربرگشان بالای درخت بلوط. بچه‌سنجاب‌ها خوابیده بودند و دم‌هایشان را مثل پتو دور خودشان پیچیده بودند. «شب به‌خیر، سنجاب‌ها.»

کنار برکه، اردک‌ها روی آب شناور بودند و سرشان را زیر بال‌هایشان برده بودند. قورباغه‌ها دیگر آواز نمی‌خواندند. فقط یک قورباغهٔ کوچولو هنوز بیدار بود. تست گفت: «شب به‌خیر، قورباغهٔ کوچولو.» و قورباغه یک «قور»ِ خواب‌آلود کرد و چشم‌هایش را بست.

از کنار خانهٔ مزرعه رد شدند، جایی که گاوها توی طویله دراز کشیده بودند و اسب سرپا خوابیده بود. تست پچ‌پچ کرد: «چطوری این کار را می‌کند؟» خانم جغد با یک چشمک گفت: «تمرین.»

آخر سر، خانم جغد برگشت به خانهٔ تست و لب پنجره نشست. گفت: «ایستگاه آخر. یک بچه‌گربهٔ خیلی خواب‌آلود.» تست رفت توی سبدش و یک خمیازهٔ بزرگ کشید.

زیر لب گفت: «شب به‌خیر، خانم جغد. ممنون که مراقب همه هستی.» جغد آرام هوهو کرد: «این کار من است. حالا تو مراقب رؤیاهایت باش.»

تست خرخرکنان خوابش برد، و خانم جغد پرواز کرد تا تمام شبِ آرام، از جنگل تمشک نگهبانی کند.

پایان 🐾

گربهٔ خودت را بساز

از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.

🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوان

قصه‌های بیشتر: قبل از خواب