My Mini Cat

شب‌به‌خیر، همه‌چیز

🌙 قبل از خواب | ۲ دقیقه خواندن | ۲۰۶ کلمه

🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز می‌کند: وقتی قصه خوانده می‌شود، کلمه‌ها روشن می‌شوند.

داسکِ کوچولو نمی‌خواست برود بخوابد. گفت: «من حتی یک ذره هم خوابم نمی‌آید.» و همان موقع دهانش برای یک خمیازهٔ گنده باز شد.

مادرش لبخند زد و پرده‌ها را کنار زد. ماه از پشت بام‌ها سرک می‌کشید، گرد و مهربان. مادرش گفت: «بیا به همه‌چیز شب‌به‌خیر بگوییم.»

داسک آهسته گفت: «شب‌به‌خیر، باغ.» گل‌ها گلبرگ‌هایشان را مثل دست‌های کوچولو جمع کرده بودند. «شب‌به‌خیر، درخت‌ها.» برگ‌ها آرام خش‌خش کردند، انگار آن‌ها هم آهسته جواب می‌دادند.

«شب‌به‌خیر، جغد.» جغد چشم‌های گردش را باز و بسته کرد و روی شاخه‌اش جابه‌جا شد. «شب‌به‌خیر، موش‌ها.» موش‌ها از قبل توی لانه‌شان گلوله شده بودند و دمشان را دور دماغشان پیچیده بودند.

داسک گفت: «شب‌به‌خیر، ستاره‌ها.» و سه تا از آن‌ها را شمرد، تا اینکه چشم‌هایش سنگین شدند، مثل دو تا سنگ‌ریزهٔ کوچولو.

زیر لب گفت: «شب‌به‌خیر، ماه.» ماه انگار کمی آرام‌تر می‌تابید، مثل یک چراغ خواب در آسمان.

مادرش دم او را دورش پیچید و یک لیس آرام وسط گوش‌هایش زد. داسک شروع کرد به خرخر کردن، آرام و عمیق، مثل یک قایق کوچولو که روی آب آرام تاب می‌خورد.

آهسته گفت: «من هنوز هم خوابم نمی‌آید.» ولی داشت خواب می‌دید.

پایان 🐾

گربهٔ خودت را بساز

از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.

🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوان

قصه‌های بیشتر: قبل از خواب