My Mini Cat

موشی که سلام کرد

💞 دوستی | ۲ دقیقه خواندن | ۲۳۴ کلمه

🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز می‌کند: وقتی قصه خوانده می‌شود، کلمه‌ها روشن می‌شوند.

توی یک سوراخ ریز پشت قفسهٔ کتاب، یک موش کوچولو به اسم پینات زندگی می‌کرد. هر روز سرک می‌کشید و گربهٔ بزرگ، دوشس، را می‌دید که روی فرش خوابیده.

دوستان پینات می‌گفتند: «از گربه‌ها دور بمان!» ولی دوشس ترسناک به نظر نمی‌رسید. نرم به نظر می‌رسید. و کمی تنها.

یک روز، پینات یک نفس عمیق کشید، پاورچین‌پاورچین از روی زمین رد شد و با شجاعانه‌ترین جیرجیرش گفت: «سلام!»

دوشس یک چشم طلایی‌اش را باز کرد. به موش کوچولو نگاه کرد. موش کوچولو هم به او نگاه کرد. دوشس آرام گفت: «سلام. خیلی وقت است کسی به من سلام نکرده.»

پینات پرسید: «چرا؟» دوشس گفت: «لابد فکر می‌کنند بداخلاقم. پیر شده‌ام، چرت زدن را دوست دارم و دیگر گرگم‌به‌هوا بازی نمی‌کنم.»

پینات گفت: «من هم چرت زدن را دوست دارم. و گرگم‌به‌هوا را اصلاً دوست ندارم!» دوشس خندید، یک خرخرِ عمیق و غرغری. «پس ما خیلی با هم کنار می‌آییم.»

از آن به بعد، پینات هر بعدازظهر به دیدن دوشس می‌رفت. پینات از دنیای پشت دیوارها قصه می‌گفت. دوشس از وقتی قصه می‌گفت که بچه‌گربه بود و توی چمنزار دنبال پروانه‌ها می‌دوید.

روزهای سرد، پینات لای موهای نرم پشت دوشس گلوله می‌شد، گرمِ گرم مثل نان برشته. و وقتی باران به پنجره تق‌تق می‌زد، گربهٔ بزرگ و موش کوچولو با هم گوش می‌دادند؛ دو دوست که آن‌قدر شجاع بودند که سلام کنند.

پایان 🐾

گربهٔ خودت را بساز

از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.

🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوان

قصه‌های بیشتر: دوستی