My Mini Cat

کلوور و زنبورهای پرکار

🌿 حیوانات و طبیعت | ۲ دقیقه خواندن | ۲۲۴ کلمه

🔊 برایم بخوان «وقت قصه» را باز می‌کند: وقتی قصه خوانده می‌شود، کلمه‌ها روشن می‌شوند.

کلوورِ بچه‌گربه عاشق بوتهٔ اسطوخودوسِ توی باغ بود. بوی شیرینی می‌داد و پر از مهمان‌های ریزِ وِزوِزو بود.

از یک زنبورِ پشمالو پرسید: «داری چه کار می‌کنی؟» زنبور وزوزکنان گفت: «شهد جمع می‌کنم. ما از آن عسل درست می‌کنیم. و وقتی به گل‌ها سر می‌زنیم، گَرده را از یک گل به گل بعدی می‌بریم تا بتوانند دانه درست کنند.»

کلوور پرسید: «می‌توانم کمک کنم؟» زنبور یک خندهٔ وزوزی کرد. «تو برای یک گل کمی زیادی بزرگی. ولی یک جور دیگر می‌توانی کمک کنی. فقط بگذار کارمان را بکنیم و به ما پنجه نزن.»

پس کلوور خیلی بی‌حرکت نشست و تماشا کرد. زنبورها از گلی به گل دیگر می‌رفتند. هر کدام روی پاهایش بسته‌های کوچولوی زرد گرده داشت، مثل کیسه‌های خرید ریزه‌میزه.

باد آرام می‌وزید و اسطوخودوس تکان تکان می‌خورد. پرنده‌ها لای پرچین آواز می‌خواندند. سبیل‌های کلوور لرزید، چون یک زنبور درست روی دماغش نشست، گفت «ببخشید» و دوباره پرید و رفت.

کلوور آن‌قدر خندید که روی چمن‌ها غلت زد. وقتی بلند شد، زنبورها هنوز با خوشحالی وزوز می‌کردند و باغ از همیشه روشن‌تر به نظر می‌رسید.

آن شب، خانوادهٔ کلوور نان تُست با عسل خوردند. کلوور آن را بو کرد و خرخر کرد. رو به پنجره آهسته گفت: «ممنون، زنبورها.»

پایان 🐾

گربهٔ خودت را بساز

از این قصه خوشت آمد؟ در My Mini Cat گربهٔ خودت را بساز، برایش اسم بگذار و با او بازی کن.

🎨 یک گربه بساز! 🔊 برایم بخوان

قصه‌های بیشتر: حیوانات و طبیعت